یکی از مبانی سترگ تربیت، تأثیرپذیری انسان و قدرت تأثیرگذاری اوست. شکّی نیست که انسان از شرایط و موقعیّتهای وراثتی، زیستی، جغرافیایی و طبیعی، خانواده، مدرسه، معلم، مربی، صاحبدل، دوست و همنشین و نیز از وسایل ارتباط جمعی و همچنین از موقعییت شغلی، صنفی واجتماعی تأثیر میپذیرد و از مجموعه این عوامل شخصیت و شاکله او ساخته و پرداخته میشود.از سوی دیگر خود انسان بر فرد و جامعه و شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تأثیر میگذارد و موقعیّتهای فردی و اجتماعی را دگرگون میکند و حتی میتواند ملکات و سجایای ناپسند را پیراسته کند و به زیورهای اخلاقی آراسته کند. بر این اساس از دیرباز گفتهاند؛ انسان طبیعتی تربیتپذیر دارد و اگر به گونهای ساخته و پرداخته و سرشته شده بود که تربیتناپذیر میبود، بیتردید مسأله بعثت، تربیت، موعظت و هدایت و تطهیر باطن لغو و بیهوده میبود